این وبلاگ در راستای اطلاع رسانی درباره مدارس هوشمند فعالیت می نماید |
جامعه جهانی با سرعت به سمت اطلاعاتی شدن پيش میرود و ما برای اين که از اين قافله عقب نمانيم بايد به طور مستقيم در جريان توليد اطلاعات جهانی قرار داشته باشيم و اين الزامی است که شرايط نوين دنيا میطلبد به همين دليل فرزندان ما نيز بايد بياموزند که در جامعه اطلاعاتی چگونه میتوانند ديتا توليد و چگونه آن را مصرف کنند. ايجاد مدارس هوشمند در همين راستا، يکی از الزامات جامعه جوان ما محسوب میشود. با توجه به اين که تعداد محدودی از اين مدارس در شهرهای مختلف و از جمله تهران تاسيس شده برای اطلاع از چند و چون چنين مدارسی و کارکردها و ظرفيتهای آنان به سراغ دکتر علیاکبر جلالی استاد دانشگاه علم و صنعت و عضو انجمن ايرانی جامعه اطلاعاتی رفتهايم که متن اين مصاحبه از نظر شما میگذرد.
به چه مدارسی هوشمند گفته میشود؟
مدارس هوشمند مدارسی هستند که مبانی توسعه آنها استفاده از فناوریهای نوين اطلاعات و ارتباطات میباشد.
دانشآموزان اين نوع مدارس چه مشخصاتی دارند؟
اين مدارس دانشآموزان را به گونهای تربيت میکنند که پس از فارغالتحصيل شدن به راحتی بتوانند جذب محيطهای کاری و صنايع نوين شوند. متاسفانه سيستم آموزشی بسياری از کشورهای جهان در 50 سال گذشته تغييری نکرده است و عموما بر مبنای حضور فيزيکی دانشآموزان در محيط مدرسه و محدوديتهای خاص آن متمرکز بوده است در حالی که مدارس هوشمند میتوانند مدارس را به منازل منتقل کنند تا دانشآموز بتواند در ساعات غيرحضوری نيز که وقت مناسبی دارد فضای آموزشی برای خود به وجود آورد. در مدارس سنتی محدوديتهای بسياری به خصوص در زمينه دسترسی به اطلاعات وجود دارد زيرا دانشآموز فقط وابسته به کتابهای محدود درسی و دانش چند معلمی است که با او سر و کار دارند از نظر فيزيکی نيز محيط مدرسه و کمبودهای آموزشی میتوانند محدوديتهای ديگری برای آموزش سنتی باشد در حالی که در مدارس هوشمند بسياری از کمبودها از طريق شبکههای مختلف دسترسی به اطلاعات رفع شده است. بايد يادآور شد که تفاوتهای مدارس هوشمند و سنتی بسيار زياد است، در مدارس هوشمند معمولا محتوای درسی بر حسب توان دانشآموز برنامهريزی میشود و در نتيجه در يک کلاس 40 نفره ممکن است 40 نوع فضای آموزشی مهيا شود تا دانشآموزان دارای توانمندی بيشتر بتوانند از مطالب و امکانات بيشتر استفاده کنند و دانشآموزان ضعيفتر نيز در انتهای کلاس نمانند. خودکارسازی سيستم آموزشی و رایگيری و ارزيابی وضعيت هر دانشآموز نيز از تفاوتهای عمدهای است که سيستمهای مدارس هوشمند به راحتی آن را در درون خود دارند و همين طور میتوان از طريق همين سيستمهای خودکار نقش اوليا را در هدايت دانشآموزان افزايش داد.
بنابراين وقتی نام مدرسه هوشمند را میبريم از مدرسهای صحبت میکنيم که سيستم آن برای هر دانشآموز متفاوت است و نکته مهم اين است که در اين سيستم دانشآموز اصولا ياد میگيرد که چگونه و بدون اتکاء به ديگران از مجموعه اطلاعات جهانی بهرهمند شود.
آيا مدرسه هوشمند را میتوان مدرسه مجازی ناميد؟
مدرسه هوشمند با مدرسه مجازی فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد بايد دانشآموزان در آن حضور فيزيکی داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازی اين است که معمولا به مدارس از راه دور گفته میشوند که دانشآموز و معلم میتوانند کيلومترها از هم فاصله داشته باشند.
اولين مدارس هوشمند در چه کشوری و توسط چه کسی ساخته شد؟
گفته میشود اولين مدارس هوشمند در سال 1996 در انگلستان تاسيس شد و سپس مالزی در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يکی از برنامههای اسالی خود قرار داد.
برای ايجاد مدارس هوشمند چه مسائلی بايد در نظر گرفته شود و اصولا تاسيس اين نوع مدارس نيازمند چه زيرساختها و لوازمی است؟
برای ايجاد اين نوع مدارس ابتدا بايد يک برنامه دراز مدت را مدنظر داشت به عنوان مثال مدرسهای که امروز به نام هوشمند ايجاد میشود ممکن است حتی بيشتر از 10 سال طول بکشد تا ابزار خود را که شامل زيرساخت ارتباطی، محتوای مناسب، آموزش معلمين، تغيير روشهای آموزشی و فرهنگسازی والدين است کامل کند. شکل اين نوع مدارس هم از نظر فيزيکی يعنی چيدمان صندلیها و کلاسها و هم از نظر معماری و شکل ساختمان متفاوت است و بايد فضا به گونهای ايجاد شود که دانشآموز به راحتی بتواند آزمايشگاهی را نيز در کنار ميز درسی خود داشته باشد. از سوی ديگر معمولا در اين کلاسها معلم نقش راهنما را داشته و بيشتر کار از طريق درگير کردن دانشآموز با مطالب انجام میشود. اين نحوه آمزوش باعث میشود که هر دانشآموز مطالب مورد نظر را هم از نظر تئوری و هم عملی درک نمايد و بداند که اگر در آينده به مشکلی برخورد کرد از چه جايی دسترسی به اطلاعات برای رفع مشکل خواهد داشت.
اهداف در نظام آموزشی سنتی و هوشمندانه چه تفاوتی دارد؟
در نظام آموزشی سنتی افزايش اطلاعات دانشآموز و معلمين هدف بوده است يعنی نظام به دانشآموزی که وارد مدرسه میشد بايد فقط اطلاعات میداد و هرگز تصور اين که خود دانشآموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف به کلی در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظامهای آموزشی، آموزش برای اطلاعات نيست بلکه آموزش برای کارآفرينی است به طوری که دانشآموز در هر مقطع زمانی که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود. در کشورهای معدودی که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبی در اين زمينه به دست آوردهاند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راهاندازی شده فضای فرهنگی خوبی را به وجود آورده ولی تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.
اين مدارس با چه مشکلات و چالشهايی روبرو هستند؟
گرانی سيستمهای آموزشی در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروی انسانی از مشکلات عمده و جدی آن میباشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آن گونه که در کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرمافزارهای قوی و سيستمهای نرمافزاری مديريت آموزشی به وفور به چشم میخورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودی انجام شده که قطعات محتواهای توليد شده پاسخگوی نيازهای حال و آتی اين نوع مدارس نيست. شکل بعدی نبود نيروی انسانی متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشی برای توليد چنين نيروی انسانی در کشور ما تعريف نشده است لذا پيشبينی میشود که سرعت توسعه مدارس مجازی و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جای بسی اميدواری است که قدمهای اول برداشته شده است.
معلمين اين نوع مدارس بايد چگونه باشند؟
معلمين مدارس هوشمند الزامی به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلکه بايد بتوانند از سيستم اين مدرسه مطلع باشند و از امکانات آن خوب استفاده کنند. به عنوان مثال يک معلم اين نوع مدارس بايد خوب بداند که منابع در کجاها وجود دارند که وقتی دانشآموز سوالی مطرح کرد وی را به منابع مورد نظر راهنمايی کند.
آگاهی از IT توسط معلمان چه تاثيری میتواند برای ارتفاع سطح کيفی مدارس داشته باشد؟
هدف آموزش و پرورش در هزاره سوم سوق دادن فضای آموزشی به سمت آموزش کارآفرينی است لذا بدون وجود اينترنت و دسترسی به ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان رسيدن به اين هدف وجود ندارد لذا لازم است تمام معلمين عزيز و گرامی ما اينترنت را ابزار يادگيری خود و انتقال تجربيات خود به ديگران بدانند و کل جهان را خانوادهای ببينند که میتواند تجربيات خود را از هر کشوری به کشور ديگر انتقال دهد. وظيفه معلم در هزاره جديد آن است که آشنايی با اينترنت و زبان انگليسی را جزو برنامههای کليدی و اساسی خود قرار دهد.
استفاده از دانش روز و اطلاعات اينترنت چگونه در مدارس امکانپذير میشود؟
توسعه ICT (فناوری اطلاعات و ارتباطات) در حوزه آموزش و پرورش بايد به سمت مدرسه محوری هدايت شود زيرا در نهايت اين دانشآموزان هستند که میبايد از طريق مدرسه خود به ساير نقاط و منابع اطلاعاتی در اطراف جهان وصل شوند بنابراين اگر مدرسه وب سايت مناسب داشته باشد و تمام درسها و تستها و ابزار کمک آموزشی نرمافزاری خود را بر روی آن قرار دهد که دانشآموزان بتوانند با ارتباط به وب سايت نياز اطلاعاتیشان را برطرف نمايند بهترين حالت خواهد بود. متاسفانه در بعضی مدارس ما کامپيوتر و امکان دسترسی به اينترنت هست ولی هزينهای برای ايجاد يک وب سايت و توليد محتوا و به روزرسانی آن وجود ندارد که اين يک چالش عمده است که بايد هر چه زودتر حل شود.
برای آمادهسازی بچهها در مقطع زير دبستان و دبستان برای ورود به مدارس هوشمند چه کارهايی لازم است؟
در کشور ما هنوز در حوزه توسعه آموزش و پرورش و حتی آموزشهای عالی سياستگذاری مشخص و درستی صورت نگرفته است لذا اولين اقدام آن است که طبق سند راهبردی توسعه ICT در وزارت آموزش و پرورش، سياست و راهبرد مشخص شود در آن صورت میتوان فهميد که چگونه مدرسهای هوشمند ساخت تا از زير دبستان تا آموزش عالی از آن استفاده کنند. نبود چنين راهبردها و سياستهايی باعث شده تصميمات در اين حوزه وابسته به افرادی باشد که مسئوليت قطعی اين کار را دارند و با رفتن آنها و آمدن مسئول جديد همه کارها دوباره از اول تکرار میشود.
آموزش IT به صورت کلان و زبان انگليسی بايد جزو اولويتها و سياست کلان سيستم آموزشی کشور باشد با توجه به اين که زبان انگليسی يک زبان بينالمللی است و بسياری از مطالب موجود در اينترنت به زبان انگليسی است از طرف ديگر لزوم سوق يافتن به سمت آموزش الکترونيکی و مدارس هوشمند ما را ناچار میسازد که اين دو مسئله را در سيستم آموزشی کشور قرار دهيم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|